السيد الخميني
58
شرح چهل حديث ( اربعين حديث ) ( موسوعة الإمام الخميني 46 ) ( فارسى )
در نماز او حاضر شده است و اظهار حبّ و اخلاص به او مىكند كه در عمرش به خداى تعالى و اولياء او يك لحظه نكرده ؛ خصوصاً اگر از تجّار محترم باشد ! و اگر خداى نخواسته يكى از اشراف راه را گم كرده به صف جماعت ملحق شود ، مصيبت زيادتر مىگردد ! در عين حال ، شيطان از امام جماعت كم جمعيت نمىگذرد . پيش او رفته به او مىگويد : به مردم بفهمان كه من از دنيا گذشتهام و در مسجد كوچك محلّه با فقرا و ضعفا مىگذرانم ! اين هم مثل آن يا بدتر است ؛ زيرا كه رذيلهء حسد را هم در قلب او بارور مىكند . از دنيا كه بهرهاى ندارد ، مايهء آخرت را از او مىگيرد ، ورشكست در دنيا و آخرت مىشود . در همين حال ، شيطان دست از گريبان من و شما كه دستمان از جماعت كوتاه است ، و از غم بىآلتى افسرده هستيم برنداشته و ما را وادار مىكند به جماعت مسلمين خدشه كرده ، طعن به آنها زده و عيوبى براى جماعت تراشيده ؛ جماعت نداشتن خود را كنارهگيرى قلمداد كنيم ، و خود را از دنيا گذشته و منزه از حبّ جاه و نفس معرفى نماييم . ما از اين دو طايفه بدتريم ! نه دنياى تام دستهء اوّل ، و نه دنياى ناقص دستهء دوم ، و نه آخرت داريم . در صورتى كه ما هم اگر دستمان برسد ، از آن دو دسته جاهطلبتر و حب شرف و مال را بيشتر داريم . شيطان به امام تنها اكتفا نكرده ، از جهنّمى شدن او نائرهء شهوتش فرو ننشسته ، وارد صف مأمومين مىشود . صف اوّل چون فضلش بيشتر و ميامن صفوف از مياسر بيشتر ، آنها را بيشتر مورد هدف خود قرار مىدهد . بيچاره مقدّس را از منزلِ دور كشيده در صف اوّل در طرف يمين نشانده ، با او وسوسه مىكند كه اين فضيلت را به چشم مردم بكش ! اين بيچاره هم نفهميده از كجا مىخورد با يك عشوه و نازى اظهار فضل خود را مىكند ! شرك باطن را بروز داده عمل را به سجّين مىفرستد . از آنجا به ساير صفوف رفته آنها را وادار مىكند از صف اوّل با كنايه و اشاره تكذيب كرده مقدّس بيچاره را موردِ سهام طعن و شتم قرار دهند و خود را از اطوارِ آن منزّه شمارند .